اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
843
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
دنيا مختلف افتد . معنى خبر اين است . و گروهى چنين گفتند كه چون ذريت آدم را از پشت آدم بيرون آورد همه را خطاب الست بربكم [ كرد ] . رب اسمى بود عام ، از وى دشمن و دوست نصيب برداشتند . از بهر آنكه خداى عز و جلّ همچنان كه رب مؤمنان است رب كافران است ؛ و همچنانكه مؤمن مربوب وىاند كافران مربوب وىاند . پس اسم عام بود و مشتمل كل معانى را خطاب به يك اسم بود ، و لكن سماع مخالفان مختلف افتاد . گروهى را به صفت كرم بشنوانيدند ، رجا و انس نصيب ايشان آمد . و گروهى را به صفت هيبت شنوانيدند و خائفان و زاهدان آمدند و گروهى را به صفت فعل بشنوانيدند ، سعادت و قربت نصيب ايشان آمد . و گروهى را به صفت عظمت شنوانيدند تعظيم و حرمت داشتن نصيب ايشان آمد . و گروهى را به صفت عذاب شنوانيدند ، شقاوت و بعد نصيب ايشان آمد ؛ و ديگر صفات همچنين . خطاب به ظاهر يكى و لكن مخاطبان اندر سماع مختلف . هركسى شرب برداشتند . پس هركسى كه اندر وقت خطاب از يك صفت سماع كردند اندر وقت سماع تعارف افتاد . اينجا نيز الفت افتاد . چون سماعشان به صفت مختلف افتاد اندر وقت سماع تناكر افتاد . اينجا مختلف گشتند . از اين معنى بود كه پيغامبر گفت صلى الله عليه و سلم ، اگر مؤمنى به مسجدى اندر آيد و اندر مسجد هزار منافق باشد و يكى مؤمن ، اين مؤمن جز با آن مؤمن ننشيند . و اگر منافقى اندر مسجدى رود و اندر آن مسجد هزار مؤمن باشد و يكى منافق ، جز با آن منافق ننشيند . و مثلى است مبتذل ميان خلق ، و به شريعت نيز اين مثل آمده است كه گفت : الناس اجناس كاجناس الطير [ كل ] طاير يطير الى شكله . و يكى از بزرگان اندر اين معنى گفته است : ان الله تعالى خلق الروح قبل الجسد فقبضها بيمينه فالف بين اشكالها و اغرى بينها و بين اضدادها فمن تعرف اليه فى ذلك الوقت بالجلالة الف بينهم بالاجلال و من تعرف اليه بالعظمة الف بينهم بالعظمة و من تعرف اليه بالهيبة الف بينهم بالهيبة و من تعرف اليه بالمعرفة الف